
نه اون عاشق سر خورده منم
نه بی تاب و سر سپرده تویی
((هر دو تا بی صدا فقط مست نگاهیم))
نه حاضر به گفتن از دل منم
نه از من به لخظه قافل تویی
(( لحظه ها میگذرن هر دو چشم به راهیم))
ببین غرور ما رو چه دور از هم نشونده
تو این سکوت یه دنیا حرف نگفته مونده
کی دیده قلبی رو که از نگاهی بی قراره
کی دیده نفس هایی که م افتند به شماره
کی دیده رنگ عشق رو که رو گونه ها میشینه
کی اینجا بین ما عاشق دل باخته می بینه
آره هیچکی ندیده من که دیدم تو که دیدی
این غصه عشق من شنیدم تو شنیدی
من و تو هر دو مغرور چرا این تور اسیریم
که حتی نمی تونیم چشم از هم بگیریم
من و تو هر دو مغرور چرا این تور اسیریم
آخه هر دو میدونیم برای هم می میریم










تو گلدان پيچكي از عاطفه 

